محمد رضا واليزاده معجزى

360

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

عمارات حكومتى مىشد و نه كسى از اشخاص وابسته به حكومت و يا سربازان جرأت مىكرد به داخل شهر قدم گذارد . چون بيشتر حوائج سربازان در شهر مرتفع مىگرديد ، ادامه اين وضع حكمران و من تبع او را به ستوه آورد و بالاخره طرفين متوسل به زور و قدرت شخصى خود شدند و اهل شهر درصدد ساختن سنگر بر فراز بامها برآمدند . اتفاقا در آن اوقات يك نفر از مردان متدين و غيرتمند خرم‌آباد چند هزار آجر به منظور ساختن يك دستگاه عمارت جديد حاضر و آماده كرده بود و در اين موقع كه مردم براى ساختن سنگر احتياج به مصالح داشتند ، به آنان اجازه داد كه از آجرهاى او استفاده نمايند و بنابراين در ظرف سه روز جان‌پناهاى محكم و مطمئن بر فراز بامها ساخته و آماده گرديدند و طرفين دست به آتش زدند . سربازان از پشت‌بامهاى قلعه الافلاك به اهل شهر تيراندازى مىكردند و اهل شهر هم از پشت سنگرهاى خود به‌طرف قلعه و سربازخانه و دارالحكومه تير مىانداختند . اين وضع يكى دو ساعت ادامه داشت و اعظم الدوله سخت در مضيقه افتاد آخر الامر بزرگان شهر انجمنى ساخته و آن انجمن بيست و چهار نفر از مبرزين و برگزيدگان خرم‌آباد تعيين شدند كه به كرمانشاه نزد فرمانفرما بروند و عرضحال جامع و مفصلى حاكى از اعمال خلاف شرع و قانون پيرامونيان اعظم الدوله كه به امضاء معاريف شهر رسيده بود ، نيز به آنان دادند . اين عده به كرمانشاه رفته ، فرمانفرما را ملاقات و عريضه اهل شهر را به او رسانيده و بالمشافهه نيز آنچه را لازم بود از فجايع اعمال عمال حكومت به استحضار رسانيده و از طرف خود و عموم اهالى تقاضاى عزل او را كردند . با اين‌كه فرمانفرما نهايت دوستى را با اعظم الدوله داشت ، ولى از آنجا كه وى استاندارى صاحب تجربه و فهميده « 1 » بود ، ادامه مأموريت وى را در لرستان بيش از آن صلاح ندانسته و با اين‌كه فصل زمستان و هوا سرد بود و برف سنگينى نيز باريده بود ، مع هذا اعظم الدوله را از حكومت لرستان معزول ساخته و به كرمانشاه فراخواند . اعظم الدوله كه غير از اطاعت چاره‌اى نداشت ، در عين الفعل سرماى زمستان با اردوى خود از خرم‌آباد كوچيد و با مواجهه با صدها مشكلات و موانع و با از دست دادن نيمى از سربازان ، بالاخره نيمه جانى را به كرمانشاه رسانيدند .

--> ( 1 ) . فرمانفرما از چند نعمت به حد كمال بهره‌مند شده بود : عمرى طولانى ، ثروتى بىاندازه و حافظه‌اى قوى داشته ، به طورى كه خود گفته است : « نيمى از اشعار شاهنامه را در حفظ دارم . »